امتصاص
مترادفها
جذب، مکش
متضادها
انتشار
لغت نامه دهخدا
امتصاص. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) مکیدن.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( فرهنگ فارسی معین ). مکیدن شیره چیزی را. ( فرهنگ فارسی معین ). در عربی امروز جزء اصطلاحات علمی است و بمعانی متعدد بکار میرود. رجوع به المرجع شود.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص م. ) مکیدن، مکیدن شیرة چیزی را.
فرهنگ عمید
۱. مکیدن.
۲. مکیدن شیرۀ چیزی.
فرهنگ فارسی
مکیدن، مکیدن شیره چیزی
( مصدر ) مکیدن مکیدن شیر. چیزی را.
ویکی واژه
مکیدن، مکیدن شیرة چیزی را.