سماق مکیدن

لغت نامه دهخدا

سماق مکیدن. [ س ُ م َ دَ ] ( مص مرکب ) مکیدن سماق. ( فرهنگ فارسی معین ). || وقت را ببطالت گذراندن. ( از فرهنگ فارسی معین ). در تداول، کنایه از عدم کامیابی در کاری، چنانکه گویند: سماق می مکی و سماق نمک.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) مکیدن سماق. ۲ - ( مصدر ) وقت را به بطالت گذرانیدن.

جمله سازی با سماق مکیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شته‌ها از شاخ و برگ درختان تغذیه می‌کنند، آن‌ها از قسمت‌های سوزن‌مانند دهانشان برای مکیدن آب‌میوه استفاده می‌کنند. گونه‌های خاص در صورت زیاد بودن تعدادشان رشد و قوت درخت را کاهش می‌دهند.

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می‌توان به پرسی جکسون و المپ‌نشینان: دزد صاعقه، سی‌اس‌آی، سی‌اس‌آی: میامی، ان‌سی‌آی‌اس، نفرین داونرز گروو، مکیدن خون‌آشام و مزایای گوشه‌گیر بودن اشاره کرد.

💡 از خمار ما کجا دارد خبر میخواره ای کز مکیدن های لب باشد شراب ناب او

💡 چون شهد شرم و شوقش می‌خواستم مکیدن مهر عقیق لب داد بر عصمتش گواهی

💡 جان من آمده از حسرت لعل تو به لب لب چون لعل تو را غیر مکیدن عجب است

💡 شیراگر دایه قسمت ز تو امساک کند تو چو طفلان، سرانگشت مکیدن مگذار

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران