امتساخ
مترادفها
دگرگونی، مسخ شدن، تغییر شکل
لغت نامه دهخدا
امتساخ. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) شمشیر برکشیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). شمشیر از غلاف بیرون آوردن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( از المنجد ). امتساح.
دگرگونی، مسخ شدن، تغییر شکل
امتساخ. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) شمشیر برکشیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). شمشیر از غلاف بیرون آوردن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( از المنجد ). امتساح.