القطرون

لغت نامه دهخدا

القطرون. [ اِ ل ِ طِ رُ ] ( اِ ) ( از یونانی: الکترون ) ایلقطرون. عنبر اشهب. کهربا. کاهربا. سیدالکباریت. قرن البحر. مصباح الروم. بیجاده. رجوع به الجماهر بیرونی ص 210 و کهرباو عنبر و الکترون شود.

مکتوب یعنی چه؟
مکتوب یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز