اقربین

مترادف‌ها

خویشاوندان، نزدیکان، بستگان

متضادها

بیگانگان، غریبه‌ها

لغت نامه دهخدا

اقربین.[ اَ رَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اقرب در حالت نصبی و جری.

جمله سازی با اقربین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مراسم‌های رسمی و خانوادگی، همواره تلاش می‌شود تا احترام و پیوند میان اقربین حفظ شود تا روابط اجتماعی در میان اعضای خانواده پایدار بماند.

💡 طبق قوانین جدید ارث، تقسیم اموال میان اقربین باید با دقت بسیار زیاد و با رعایت تمامی نکات حقوقی و شرعی انجام پذیرد.

💡 هنگام وقوع حوادث ناگوار، معمولاً اقربین درجه اول فرد هستند که بیشترین حمایت‌های عاطفی و مراقبتی را از او به عمل می‌آورند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران