افوف تصویر معنی افوف متضادها پلیدی، فساد، ناپاکی لغت نامه دهخدا افوف. [ اَ ] ( ع ص ) تیزخاطر. || شتاب رو. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط فطون حذلوم ماعج بزکی وفز ذأطه گزارش محتوای نامناسب