افاطیر
مترادفها
افسانهها، داستانها، حکایتها
متضادها
حقیقت، واقعیت
لغت نامه دهخدا
افاطیر. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اُفطور، کفتگی است در بینی و روی جوان. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
افسانهها، داستانها، حکایتها
حقیقت، واقعیت
افاطیر. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اُفطور، کفتگی است در بینی و روی جوان. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).