اعتکاد
مترادفها
اعتقاد، باور، عقیده
لغت نامه دهخدا
اعتکاد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) لازم گرفتن چیزی را. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). چیزی را لازم گرفتن. ( از اقرب الموارد ).
اعتقاد، باور، عقیده
اعتکاد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) لازم گرفتن چیزی را. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). چیزی را لازم گرفتن. ( از اقرب الموارد ).