اصطرلاب ریز

لغت نامه دهخدا

اصطرلاب ریز. [ اُ طُ ] ( نف مرکب ) ریزنده اصطرلاب. سازنده اصطرلاب. اصطرلاب ساز. آنکه اصطرلاب سازد:
آن منجم چون نباشد چشم تیز
شرط باشد مرد اصطرلاب ریز.مولوی ( مثنوی ).

فرهنگ فارسی

ریزند. اصطرلاب. سازنده اصطرلاب اصطرلاب ساز. آنکه اصطرلاب سازد.

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز