اصطرلاب ریز
لغت نامه دهخدا
اصطرلاب ریز. [ اُ طُ ] ( نف مرکب ) ریزنده اصطرلاب. سازنده اصطرلاب. اصطرلاب ساز. آنکه اصطرلاب سازد:
آن منجم چون نباشد چشم تیز
شرط باشد مرد اصطرلاب ریز.مولوی ( مثنوی ).
فرهنگ فارسی
ریزند. اصطرلاب. سازنده اصطرلاب اصطرلاب ساز. آنکه اصطرلاب سازد.
جمله سازی با اصطرلاب ریز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در قرون وسطی، دریانوردان از یک اصطرلاب ریز برای تعیین موقعیت خود در دریا و جهتیابی دقیق در میان امواج استفاده میکردند.
💡 این اصطرلاب ریز که از جنس برنز بسیار باکیفیت ساخته شده بود، یکی از ارزشمندترین ابزارهای نجومی در مجموعه موزهی ملی تاریخ است.
💡 دانشمندان قدیمی با استفاده از یک اصطرلاب ریز، میتوانستند موقعیت ستارگان را با دقت بسیار بالایی در آسمان شب برای خود محاسبه کنند.