اشقح تصویر معنی اشقح لغت نامه دهخدا اشقح. [ اَ ق َ ] ( ع ص ) سرخ سپید. ( منتهی الارب ). اشقر. ( اقرب الموارد ). کلمات مرتبط شقحاء اشهب اشقر رهروه احمیرار اقرف گزارش محتوای نامناسب