واژه «اشقاب» در منابع لغوی و جغرافیایی کهن به عنوان یک اسم خاص و نام یک مکان شناخته میشود و بیشتر در متون عربی قدیم و اشعار برخی شاعران آمده است. این واژه به یک موضع جغرافیایی اشاره دارد که در آثار ادبی و جغرافینگاری مانند معجمالبلدان به آن اشاره شده و به صورت یک نقطه یا منطقه خاص معرفی شده است. در شعر منسوب به لهبی، نام «اشقاب» در کنار نامهای دیگر مناطق ذکر شده و نشاندهنده مسیر یا محدودهای جغرافیایی بوده است. کاربرد این واژه در آن متون بیشتر برای بیان موقعیت مکانی و توصیف مسیرهای جغرافیایی در اشعار و گزارشهای قدیم بوده است. از نظر زبانی، «اشقاب» یک واژه عام با معنای لغوی عمومی نیست، بلکه بیشتر به عنوان نام خاص یک ناحیه یا مکان استفاده شده است. در متون جغرافیایی اسلامی مانند آثار قدیمی، چنین نامهایی برای ثبت و معرفی مناطق، کوهها، دشتها یا مسیرهای کاروانی به کار میرفتهاند. وجود این واژه در شعر و منابع جغرافیایی نشان میدهد که آن منطقه در زمانهای گذشته شناختهشده بوده و در ادبیات نیز به آن اشاره میشده است. با گذشت زمان، بسیاری از این نامهای جغرافیایی یا از بین رفتهاند یا کاربرد عمومی خود را از دست دادهاند و تنها در منابع تاریخی باقی ماندهاند. «اشقاب» نیز از جمله همین نامهای کهن است که امروزه کاربرد رایج جغرافیایی ندارد.
اشقاب
لغت نامه دهخدا
اشقاب. [ اَ ] ( اِخ ) موضعی است در شعر لهبی:
فالهاوتان فکبکب فجتاوب
فالبوص فالافراع من اشقاب.( معجم البلدان ) ( مراصد الاطلاع ).