لغت نامه دهخدا
( اشاکة ) اشاکة. [ اِ ک َ ] ( ع مص ) خار برآوردن درخت. یقال:اشوکت الشجرة اشواکاً ( علی الاصل ) و کذا اشاکت اشاکةً؛ ای اخرجت شوکة. || به خار درخستن کسی را. رسانیدن خار را و رنجانیدن به آن. ( منتهی الارب ).
( اشاکة ) اشاکة. [ اِ ک َ ] ( ع مص ) خار برآوردن درخت. یقال:اشوکت الشجرة اشواکاً ( علی الاصل ) و کذا اشاکت اشاکةً؛ ای اخرجت شوکة. || به خار درخستن کسی را. رسانیدن خار را و رنجانیدن به آن. ( منتهی الارب ).
اشاکت خار بر آوردن درخت یا به خار در خستن کسی را.