استیضاع
متضادها
قدرت، توانمندی، عزت
لغت نامه دهخدا
استیضاع. [ اِ ] ( ع مص ) کم کردن خواستن از کسی: استوضع منه. ( منتهی الارب ). || اِستوضعه فی دَینه؛ استرفقه. ( المنجد ).
فرهنگ فارسی
کم کردن خواستن از کسی
قدرت، توانمندی، عزت
استیضاع. [ اِ ] ( ع مص ) کم کردن خواستن از کسی: استوضع منه. ( منتهی الارب ). || اِستوضعه فی دَینه؛ استرفقه. ( المنجد ).
کم کردن خواستن از کسی