استیزار

لغت نامه دهخدا

استیزار. [ اِ ] ( ع مص )وزارت خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( زوزنی ). فاوزارت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || وزیر کردن. وزیر گردانیدن. ( منتهی الارب ): مااستوزر الخلفاء مثل یحیی. ( تاریخ بیهقی ). || وزارت کردن. ( منتهی الارب ) ( زوزنی ). || گرد کردن. || بردن. ( منتهی الارب ).

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز