استهوا
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) هوس کردن. ۲ - (مص م. ) کسی را به هوس انداختن.
فرهنگ عمید
۱. سرگردان و سرگشته شدن.
۲. سرگردان و سرگشته کردن.
ویکی واژه
هوس کردن.
کسی را به هوس انداختن.
(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) هوس کردن. ۲ - (مص م. ) کسی را به هوس انداختن.
۱. سرگردان و سرگشته شدن.
۲. سرگردان و سرگشته کردن.
هوس کردن.
کسی را به هوس انداختن.