فرهنگ معین
(تَ نِ یَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - آرزومند کردن. ۲ - مَنی خارج کردن.
(تَ نِ یَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - آرزومند کردن. ۲ - مَنی خارج کردن.
آرزومند گردانیدن کسی به چیزی، آرزو در دل کسی افکندن.
آرزومند کردن.
مَنی خارج کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای تا به ابد شب تمنیت آبستن روزهای مسعود
💡 تا شید برآرد وی و آید به سر کوی فریاد برآرد که تمنیت تمنا
💡 تا شید برآرد به سر کوه برآید فریاد برآرد که تمنیت تمنا
💡 نسیم صبا بغداد بعد خرابها تمنیت لو کانت تمر علی قبری