استلقاح
مترادفها
دراز کشیدن، خوابیدن
لغت نامه دهخدا
استلقاح. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) هنگام گشن دادن رسیدن خرمابن را: استلقحت النخلة؛ ای آن لها ان تلقح.
فرهنگ فارسی
هنگام گشن دادن رسیدن خرما بن را
دراز کشیدن، خوابیدن
استلقاح. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) هنگام گشن دادن رسیدن خرمابن را: استلقحت النخلة؛ ای آن لها ان تلقح.
هنگام گشن دادن رسیدن خرما بن را