استحفاء
مترادفها
تحقیر، استهزاء، خوار کردن
متضادها
تکریم، بزرگداشت، احترام
لغت نامه دهخدا
استحفاء. [ اِ ت ِ] ( ع مص ) خبر پرسیدن. || استحفاء سؤال از کسی؛ به استقصاء پرسیدن او را. ( از منتهی الارب ).
تحقیر، استهزاء، خوار کردن
تکریم، بزرگداشت، احترام
استحفاء. [ اِ ت ِ] ( ع مص ) خبر پرسیدن. || استحفاء سؤال از کسی؛ به استقصاء پرسیدن او را. ( از منتهی الارب ).