استخبار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) خبر پرسیدن از کسی. ( منتهی الارب ). خبر خواستن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). استطلاع. استعلام. استفسار. استنباء. آگاهی جستن. آگاهی پرسیدن. پرسیدن ازخبر. پرسیدن. اختبار. ابتلاء. || صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: استخبار؛ نزد اهل عربیت استفهام است که بمعنی طلب فهم میباشد. برخی گفته اند استخبار آن است که امری یا مطلبی قبلاً ذکری از آن رفته باشد ولی مستمع از آن امر یا مطلب چیزی نفهمیده و چون ثانیاً از موضوع آن امر یا مطلب پرسش کند آنرا استفهام گویند و چنانکه ابن فارس در فقه اللغة ذکر کرده و نیز در اتقان در انواع انشاء اشاره به این مطلب کرده و در بعضی کتب دیده شده که استخبار طلب خبر باشد.
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص م. ) آگاهی جستن، ج. استخبارات.
خبر گرفتن.
خبرخواستن، خبرپرسیدن ازکسی، خبرگرفتن، آگاهی جستن
( مصدر ) آگاهی جستن آگهی خواستن خبر پرسیدن. جمع استخبارات.
آگاهی جستن،
استخبارات.
💡 پیری را پرسیدند که مرید مه یا مراد؟ از حقیقت تفرید جواب داد که: لا مرید و لا مراد و لا خبر و لا استخبار و لا حدّ و لا رسم و هو الکلّ بالکلّ. این چنانست که گویند:
💡 استخبارات نام سازمان حفاظت اطلاعات نیروهای نظامی و انتظامی است که مشهورترین بازوی سیستم امنیتی دولت عراق بود و از استفاده از هرگونه ترور و شکنجه علیه مخالفین خودداری نمیکرد. برزان تکریتی، برادر ناتنی صدام حسین رئیس استخبارات در زمان حکومت حزب بعث عراق بود.
💡 (استخبارات) در افغانستان بهشکل اداره فرد یا گروهی منسجم گردیدهاست. معمولاً فعالیتهای استخباراتی مخفیانه بوده. دفتر استخبارات تا سدهٔ ۱۹ میلادی زیر نظر شاه و در سدهٔ ۲۰ میلادی در چوکات صدرات اعظمی فعالیت مینمود. این اداره شعبات در چوکات وزارت داخلهٔ اردو و صدرات باز نموده بدین ترتیب اقتصاد و امنیت ملی را حفاظت مینمود.
💡 بخش خیلی مهم و کاری وزارت دفاع افغانستان ستاد اردو میباشد. تشکیلات ستاد اردو شامل رئیس ستاد اردو، معاون، ریاست دفتر، ریاست کادر و پرسنل، ریاست کشف و استخبارات، ریاست عملیاتی، ریاست عقیدتی و فرهنگی، ریاست مالی، ریاست مخابره، ریاست تفتیش و ریاست حقوق میشود.