ازدمال
لغت نامه دهخدا
ازدمال. [ اِ دِ ] ( ع مص ) برداشتن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). برداشتن چیزی یا برداشتن چیزی یکبار.( منتهی الارب ). || جامه و پارچه پیچیدن.
فرهنگ فارسی
برداشتن جامه و پارچه پیچیدن
جمله سازی با ازدمال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این سنتهای باستانی و فرهنگی که ازدمال در میان مردم این منطقه باقی مانده، هویت اصلی آنها را حفظ کرده است.
💡 ازدمال، قوانین اخلاقی این جامعه بر پایه احترام به بزرگترها و حفظ پیوندهای خانوادگی استوار شده است که تغییر نمیکند.
💡 معماری این بناهای تاریخی نشان میدهد که ازدمال، مهارتهای مهندسی پیشرفتهای در میان هنرمندان و سازندگان آن دوران وجود داشته است.