ارتزاز

لغت نامه دهخدا

ارتزاز.[ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ترنجیده شدن. || پشیمان شدن. || درنشستن تیر به نشانه. ( منتهی الارب ). || استوار شدن چیزی در چیزی. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). || ثابت بودن بجائی. || بخیلی کردن. ( منتهی الارب ). بخیل شدن.

فرهنگ فارسی

پشیمان شدن ثابت بودن بجائی بخیل شدن

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز