ادفساس

لغت نامه دهخدا

ادفساس.[ اِ ف ِ ] ( ع مص ) سیاه شدن ِ روی کسی بدون بیماری.

جمله سازی با ادفساس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او با شنیدن آن ادفساس و دروغ‌های بی‌اساسی که درباره شخصیت و آبروی او در میان همکارانش پخش شده بود، بسیار آزرده و ناراحت شد.

💡 برای رسیدن به پست‌های بالاتر، برخی افراد از روش‌های نادرست مانند ادفساس و ایجاد تفرقه میان مدیران استفاده می‌کنند که بسیار ناپسند و غیراخلاقی است.

💡 هیچ‌کس در آن گروه کوچک، حاضر نبود با استفاده از ادفساس و شایعه‌پراکنی، اعتماد دوستان قدیمی خود را برای رسیدن به اهداف شخصی از دست بدهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران