اخمه

مترادف‌ها

اخم، چهره در هم کشیدن

متضادها

لبخند، خنده

لغت نامه دهخدا

اخمه. [ اَ م َ / م ِ ] ( اِ ) چین و شکنج. ( بهار عجم ) ( غیاث ).

فرهنگ فارسی

اخم: چین پیشانی وابرو، چین وشکنج که برپیشانی وابروبیندازند، ترشرویی
( اسم ) چین و شکنج.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران