لغت نامه دهخدا
اخزر. [ اَ زَ ]( ع ص ) نعت از خزر. احول. کج چشم. || خردچشم. تنگ چشم. آنکه چشم خرد و تنگ دارد. || آنکه بگوشه چشم نظر کند. بگوشه چشم نگاه کننده. آنکه بگوشه چشم نگرد. ( تاج المصادر بیهقی ). که بدنبال چشم نگرد. ( مهذب الاسماء ). مؤنث: خَزْراء. ج، خُزر.