اخرماس تصویر معنی اخرماس لغت نامه دهخدا اخرماس. [ اِ رِم ْ ما ] ( ع مص ) خاموش بودن. || خوار شدن. || فروتنی نمودن. کلمات مرتبط اهتکاع درمسه طرثمه اخریراق ارمام عکمسه طرشمه گزارش محتوای نامناسب