لغت نامه دهخدا
اختزان. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) اختزان مال؛ جمع کردن آن. ( منتهی الارب ). چیزی در خزانه نهادن. ( تاج المصادر بیهقی ). مال بخزینه نهادن. || اختزان طریق؛ گرفتن نزدیک ترین راه. || اختزان ِ سِرّ؛ نگاه داشتن و پنهان کردن راز.
اختزان. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) اختزان مال؛ جمع کردن آن. ( منتهی الارب ). چیزی در خزانه نهادن. ( تاج المصادر بیهقی ). مال بخزینه نهادن. || اختزان طریق؛ گرفتن نزدیک ترین راه. || اختزان ِ سِرّ؛ نگاه داشتن و پنهان کردن راز.