احرد تصویر معنی احرد لغت نامه دهخدا احرد. [ اَ رَ ] ( ع ص ) بخیل. لئیم. || ستور که مبتلا به بیماری حَرَد باشد. ( منتهی الارب ). فرهنگ فارسی بخیل کلمات مرتبط اضاک بخریده منتقز حرضه مارضه حدول