احتتان
مترادفها
احتیاط، پرهیزکاری
متضادها
بیاحتیاطی، تهور، جسارت
لغت نامه دهخدا
احتتان. [ اِ ت ِ ]( ع مص ) نیک مستوی و برابر شدن. ( منتهی الارب ). با یکدیگر راست آمدن. ( تاج المصادر ). نیکو مستوی گردیدن.
جمله سازی با احتتان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در شرایط بحرانی اقتصادی، رعایت احتتان در سرمایهگذاری و پرهیز از ریسکهای بیمورد، میتواند از ضررهای مالی سنگین برای خانوادهها جلوگیری کند.
💡 پزشکان همیشه توصیه میکنند که در هنگام مواجهه با بیماریهای واگیردار، با احتتان و دقت بیشتری در محیطهای عمومی و شلوغ رفتار کنیم.
💡 مدیران هوشمند با نگاهی مبتنی بر احتتان، همواره برنامههای جایگزین برای مدیریت بحرانهای احتمالی در مسیر پیشرفت پروژههای بزرگ شرکت خود در نظر میگیرند.