ارتکاح

مترادف‌ها

نزدیکی، آمیزش، همبستری

لغت نامه دهخدا

ارتکاح. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) تکیه کردن. اعتماد کردن. ( منتهی الارب ). || آکنده شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). مملو شدن.

فرهنگ فارسی

تکیه کردن مملو شدن

کلمات مرتبط