اجناح
مترادفها
بالها، جناحها
لغت نامه دهخدا
اجناح. [ اِ ] ( ع مص ) میل کردن. || میل دادن. ( منتهی الارب ). بچسبانیدن. ( زوزنی ). ( بچسبانیدن، بمعنی میل دادن و برگردانیدن بسوئی است ).
بالها، جناحها
اجناح. [ اِ ] ( ع مص ) میل کردن. || میل دادن. ( منتهی الارب ). بچسبانیدن. ( زوزنی ). ( بچسبانیدن، بمعنی میل دادن و برگردانیدن بسوئی است ).