این کلمه از واژههای عربی و کهن است که در لغتنامه دهخدا و دیگر فرهنگهای معتبر، معانی گوناگونی برای آن ذکر شده است، اما مهمترین معنای آن «راست شدن» و «تمامقد ایستادن» است. این واژه معمولاً برای حالتی به کار میرود که چیزی پس از خمیدگی، سستی یا افتادگی، دوباره صاف و کشیده شود و حالت استوار پیدا کند. در برخی منابع، اتمهلال به معنای دراز و سخت شدن نیز آمده است و این معنا نشان میدهد که واژه به نوعی با استواری، کشیدگی و برپا شدن ارتباط دارد. همچنین در بعضی کاربردها، این کلمه مفهوم آرام گرفتن و آرمیدن را نیز در بر دارد، یعنی حالتی که انسان یا چیزی پس از حرکت یا آشفتگی، به سکون و آرامش برسد. از سوی دیگر، در برخی متون قدیمی، اتمهلال به معنای سست شدن هم ذکر شده که این موضوع نشان میدهد واژه در کاربردهای مختلف ممکن است معانی متفاوتی پیدا کند. در زبان و ادبیات کهن، چنین واژههایی گاهی بر اساس موقعیت جمله، مفهوم دقیقتری به خود میگیرند و تنها با توجه به متن میتوان معنای درست آنها را فهمید. اتمهلال امروزه در گفتوگوی روزمره کمتر استفاده میشود و بیشتر در متون لغوی، ادبی و عربی دیده میشود. با این حال، معنای اصلی آن بیشتر به راست شدن، برافراشته شدن و حالت ایستادگی و کشیدگی اشاره دارد. برای نمونه، اگر گفته شود شخصی «اتمهلال یافت»، میتواند به این معنا باشد که قامت خود را راست کرد یا از حالت خمیدگی بیرون آمد. در مجموع، این واژه به حالتی از صاف شدن، استوار ایستادن، کشیده شدن یا گاه آرام گرفتن اشاره میکند و از واژههای ادبی و قدیمی زبان عربی و فارسی به شمار میآید.
اتمهلال
لغت نامه دهخدا
اتمهلال.[ اِ م ِ ] ( ع مص ) دراز و راست و سخت گردیدن. ( منتهی الارب ). || راست شدن. راست ایستادن. تمام قدشدن. || آرمیدن. || سست شدن.
فرهنگ فارسی
راست شدن