اتراص
مترادفها
پیوستگی، تراکم، چسبندگی
متضادها
پراکندگی، تخلخل، گسستگی
لغت نامه دهخدا
اتراص. [ اِ ] ( ع مص ) استوار کردن. محکم کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || برابر کردن. راست گردانیدن، چنانکه ترازو را.
پیوستگی، تراکم، چسبندگی
پراکندگی، تخلخل، گسستگی
اتراص. [ اِ ] ( ع مص ) استوار کردن. محکم کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || برابر کردن. راست گردانیدن، چنانکه ترازو را.