پنج ارش

لغت نامه دهخدا

پنج ارش. [ پ َ اَ رَ ] ( اِ مرکب ) شاه رش. شاه ارش. یعنی ارش بزرگ و آن مقداری است از سرانگشت میانین دست راست تا سرانگشت میانین دست چپ وقتی که دستها را از هم بگشایند و آن رابه عربی باع و به ترکی قلاج گویند و آن مقدار پنج ارش کوچک باشد و ارش کوچک از سرانگشت میانین است تا مرفق که بندگاه ساعد و بازوست و شاه ارش را به این اعتبار پنج ارش می گویند. ( برهان قاطع در کلمه شاه ارش ).

جمله سازی با پنج ارش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو رشک ماه چارده، او چون مه نو چارمه مهر شفا در پنج گه از شاه دنیا داشته

💡 بدین پنج هفته که من روز و شب همی بآفرین برگشادم دو لب

💡 مست و خراب و شاد و خوش می‌گذری ز پنج و شش قافله را بکش بکش خوش سفریست این سفر

💡 کن اینجا همچو مردان جام درکش برافکن چار و پنج اینجا تو با شش

💡 عجب مدار که از دولت‌ تو پنج بود چهار طبع‌ که در زیرگنبد خضراست

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز