لغت نامه دهخدا
تاس بین. ( نف مرکب ) تاس گردان. کسی که بر تاس ( کاسه ) ادعیه نوشته و دعایی میخواند تا تاس خود به حرکت می آید و به جایی که تاس گردان میخواهد میرود.( فرهنگ نظام ). رجوع به تاس باز و ترکیبات طاس شود.
تاس بین. ( نف مرکب ) تاس گردان. کسی که بر تاس ( کاسه ) ادعیه نوشته و دعایی میخواند تا تاس خود به حرکت می آید و به جایی که تاس گردان میخواهد میرود.( فرهنگ نظام ). رجوع به تاس باز و ترکیبات طاس شود.
(ص فا. ) دعانویس.
( صفت )کسی که بر تاس ( کاسه ) دعا نویسد و خواند تا تاس خود بحرکت آید و بجایی که وی خواهد رود تاس گردان.
دعانویس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کی آنجاست بخشندهتر، کس ز کس؟ تواضع به یک تاس آب است و بس
💡 قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة يتيهون فى الارض فلا تاس على القوم الفاسقين)
💡 با استفاده از چنین مجموعههایی از تاسها، میتوان بازیهایی اختراع کرد که نتیجهٔ آنها بهطور متوسط به نفع یکی از بازیکنان باشد.
💡 امروزه اغلب مجموع اعداد وجوه مقابل تاس ها برابر با ۷ است؛ به این ترتیب ۱ در مقابل ۶، ۲ در مقابل ۵، و ۳ در مقابل ۴ چهار می گیرد.
💡 بازیکن روی یک یا چند نماد شرطبندی میکند و سپس سه تاس را میاندازد. اگر روی هر نمادی که روی یک یا چند تاس شرط میبندید، بانکدار سهم بازیکن روی آن نماد را برمیگرداند، و علاوه بر این، ارزش آن سهام را برای هر نمادی که آن نماد را نشان میدهد، پرداخت میکند: حتی اگر یکی باشد، پول، ۲:۱ اگر دو، و ۳:۱ اگر سه. اگر نماد بالا نیامد، شرط بازیکن باختهاست.