لغت نامه دهخدا
زال مداین. [ ل ِ م َ ی ِ ] ( اِخ ) پیر زنی که خانه مجاور ایوان داشت و با همه ابرام انوشیروان نفروخت و انوشیروان به ستم از وی نستد و کجی و قناسیی در کاخ راه یافت. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( شرفنامه منیری ):
نه زال مدائن کم از پیرزن کوفه
نه حجره تنگ این کمتر ز تنور آن.خاقانی.رجوع به زال کوفه شود.