ملبوسات

لغت نامه دهخدا

ملبوسات. [ م َ ] ( ع اِ ) جامه هایی که از آن لباس ساخته می شود و جامه های پوشیدنی. ( غیاث ) ( آنندراج ). مأخوذ از تازی، جامه ها و پوشاکها و کسوتها. ( ناظم الاطباء ). ج ِ ملبوسة، مؤنث ملبوس. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): ملبوسات خلفا و رایات اسلام و مسند قضاة نه همه سیاه است ؟ ( منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 209 ). از مطعومات و ملبوسات و مشروبات... با خود روانه گردانید. ( ترجمه محاسن اصفهان ). و رجوع به ملبوس شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع ملبوسه ( ملبوس )

جمله سازی با ملبوسات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچنان كه در تربيت فرزند، تنها تاءمين نيازهاى مادى و رفاهى كافى نيست، درمسايل خانوادگى هم تنها فراهم كردن معاش و مسكن و لباس و خوراك، اداى حق به شمار نمى آيد، چرا كه نيازها فراتر از ماءكولات و ملبوسات است و وظيفه هم تنها به تاءمين اينها منحصر نيست.

💡 تحصيل علم درباره حلال و حرام در رابطه با خوراكيها و نوشيدنى ها و ملبوسات وامثال آنها - كه انسان در زندگانى ناگزير، بدانها نيازمند است - واجب عينى مى باشد. وهمچنين شناخت احكام مربوط به روابط زوجيت و همسرى - براى كسانى كه داراى همسر هستند- و نيز حقوق بردگان، براى كسانى كه داراى مملوك مى باشند، در حد وجوب عينى است.

اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز