لغت نامه دهخدا
سرسم رفتن. [ س َ س ُ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) نوعی سکندری خوردن اسب است. از نوک سم لغزیدن.
سرسم رفتن. [ س َ س ُ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) نوعی سکندری خوردن اسب است. از نوک سم لغزیدن.
نوعی سکندری خوردن اسب است. از نوک سم لغزیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روستا یک چشمه گوارا و خنک به اسم سرسم دارد که آب مورد نیاز کشاورزی این روستا را تأمین میکند.