لغت نامه دهخدا
بشم وزغ. [ ب َ م ِ وَ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پشم وزغ. بفارسی طحلب است. ( تحفه حکیم مؤمن ). و رجوع به پشم وزغ شود.
بشم وزغ. [ ب َ م ِ وَ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پشم وزغ. بفارسی طحلب است. ( تحفه حکیم مؤمن ). و رجوع به پشم وزغ شود.
پشم و زع ٠ بفارسی طحلب است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگل بر تافته زلفش بهم بربافته زلفش بعنبر یافته زلفش بشم و زیب و رنگ و فر
💡 بخش جلگهای کلارستاق در کنار خط ساحلی شامل چالوس و هچیرود، دهستان بیرون بشم در کنار دره چالوس در مرکز منطقه، دهستان کوهستان در جنوب و کلاردشت در غرب تا جنوب غربی که مجموعاً شامل ۱۲۰ سکونتگاه میشوند.
💡 حرفش به دلم نشست. مى دونستم شيعه ها عاشق امام حسين اند. پيش خودم عهد كردم اگربچه دار بشم، هر سال شب محرمو براى امام حسين مجلس بگيرم.
💡 این روستا از طریق گردنه بشم و جاده سمنان - کیاسر به استان مازندران راه دارد و فاصله آن از جادهٔ اصلی تهران مشهد، ۱۲ کیلومتر میباشد. ارتفاع روستا از سطح دریا ۱٬۵۵۰ متر است.
💡 این رودخانه از دامنههای قلۀ تاربیشه (ارتفاع: ۳.۱۵۰ متر) واقع در ۲۵ کیلومتری شمال تهران و دامنههای غربی کوه آهار بشم (ارتفاع: ۳.۱۲۵ متر) در ۱۲ کیلومتری شهر فشم سرچشمه میگیرد.
💡 معنی برخی واژگان در شعر چنین است: بشم (بروم) – نشانم (بکارم) – اژ (از) – هاوشانم (برکشم/برچینم) – توله (نهال) – بی (باشد) – بِلبِل (بُلبُل) – هنی (باز) – ول (گُل).