موتان

لغت نامه دهخدا

موتان. [ مو / م َ ] ( ع اِمص ) مرگامرگی ستور. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مرگ چهارپای. ( مهذب الاسماء ).
موتان. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) بی جان، خلاف حیوان. گویند اشتر الموتان و لاتشترالحیوان؛ یعنی خریداری کن اراضی و خانه ودکان و جز آن را، و خریداری مکن برده و ستور و مانند آن را. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بی جان، خلاف حیوان. ( آنندراج ). غیر ذی روح. آنچه جان ندارد. ( مهذب الاسماء ). آنکه جان ندارد. ( دهار ). || زمینی که آباد نکرده باشند، حدیث: موتان الارض لله و لرسوله فمن احیا منها شیئاً فهو له. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). || مرد کندخاطر. موتانة مونث آن است. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ).
- موتان الفؤاد؛ مرد کندخاطر. ( از ناظم الاطباء ). مرده دل. ( مهذب الاسماء ) ( دهار ).
موتان. [ م َ وَ ] ( ع مص ) موت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به موت شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) موتی است که در چار پایان واقع شود. ۲ - مرضهایی است که عارض گردد بسبب فساد هوا وقتی که هوا موذی باشد ( مجمع الجوامع )
موت.

جمله سازی با موتان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (هازار موتان: جمره درین اوغلو ۱_۱۱۳) او زندگی پولداری داشت و در ابتدا دختران یتیم خانه را مسخره می کرد اما پدر و مادرش را در ۱۶ سالگی از دست داد، بستگانش از او حمایت نکردند و به یتیم خانه افتاد و سپس با دختران رابطه دوستانه بسیار محکمی پیدا کرد. او بعدها می‌فهمد که پدرش با زنی رابطه داشته و خواهری به نام زینب دارد.او در ابتدا عاشق سرکان بود و سپس او دوست دختر گوکهان شد ولی گوکهان مرد و در اخر دوست پسر او سرکان شد.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز