محنب

لغت نامه دهخدا

محنب. [ م ُ ح َن ْ ن َ ] ( ع ص ) پیر گوژپشت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
محنب. [ م ُ ح َن ْ ن ِ] ( ع ص ) اسب کژدست. ( مهذب الاسماء ). اسب که در پشت ودستهای او کوزی باشد. ( آنندراج ). فرس محنب؛ اسب که پشت وی کوز و دستهای وی منحنی باشد. ( ناظم الاطباء ).
محنب. [ م ُ ح َن ْ ن ِ ] ( اِخ ) چاهی است و زمینی است به مدینه منوره در راه عراق. ( معجم البلدان ) ( منتهی الارب ).

جمله سازی با محنب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 احمد محنبی داووداُغلو (به ترکی استانبولی: Ahmet Davutoğlu) (زادهٔ قونیه، ۱۹۵۹) از سیاستمداران و دیپلمات‌های ترکیه، و نخست‌وزیر سابق ترکیه است.

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز