لغت نامه دهخدا
قر شدن. [ ق ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) غر شدن. رجوع به غر و غری شود. || فروشدن بعضی قسمتهای ظرف فلزین به واسطه تصادم با سنگی یا آجری و غیره.
قر شدن. [ ق ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) غر شدن. رجوع به غر و غری شود. || فروشدن بعضی قسمتهای ظرف فلزین به واسطه تصادم با سنگی یا آجری و غیره.
غر شدن یا فرو شدن بعضی قسمتهای ظرف فلزین بواسطه تصادم با سنگی یا آجری و غیره.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فون مانشتاین امیدوار بود به کورسک نیز دست یابد اما فرا رسیدن نیروی کمکی پر شمار دشمن و گلآلود شدن بهاره راهها این اجازه را به او نداد..
💡 نمییابم ره بیرون شدن از کوی حیرانی به هر سو رو نهم، در پیش دیوارست پنداری
💡 شهرهٔ عالم شدن مشکل بود بیدردسر روز و شب چین بر جبین دارد نگین از نامها
💡 از کشاکش نیست فارغ نخل تا دارد ثمر ایمن است از سنگ طفلان بید از بی بر شدن
💡 تخمدانها همچنین هورمونهای جنسی زنانه یعنی پروژسترون و استروژن را میسازند که چرخه قاعدگی را تنظیم میکنند. استروژن همچنین باعث ایجاد برخی از مشخصات جنسی زنانه از جمله بزرگ شدن پستانها میشود.
💡 در یکسری از خودروهای تیبا مشکلی برای بخش دسته سیم ورودی به رله باکس وجود داشت و باعث گرم شدن این بخش میشد. از همین رو شرکت سایپا برای این محصول فراخوانی را تدارک دید.