کیان خره

لغت نامه دهخدا

کیان خره. [ ک َ / کیا خ ُ رَ / رِ / خ ُرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) به معنی کیاخره است، و آن نوری باشد از جانب اﷲبه سوی پادشاهان، چه کیان پادشاهان و خره نوری و پرتوی را گویند که از جانب خدای تعالی به بندگان فایض شود، که بدان سبب بعضی پادشاهی و ریاست کنند و بعضی صنعت و حرفت آموزند. ( برهان ). به معنی کیاخره است. ( آنندراج ). کیاخره. کیان خوره. ( ناظم الاطباء ). فر کیانی. در اوستا «کوه انم خوه رنو». ( حاشیه برهان چ معین ). رجوع به ماده بعد و حکمت اشراق چ هنری کربن و معین ص 157 و خوره و خره شود.

فرهنگ عمید

فرّ کیان.

فرهنگ فارسی

( اسم ) فرکیان. توضیح این اصطلاح در حکمت اشراق هم وارد شده.

جمله سازی با کیان خره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیاورد و بنشاند بر جای خویش ز گنجور تاج کیان خواست پیش

💡 نه چون دولت او جهان فراخ نه چون رتبت او سپهر کیان

💡 جهاندار بسیار بنواختشان به رسم کیان جایگه ساختشان

💡 همی بینم اندر جهان تاج و تخت کیان و بزرگان بیدار بخت

💡 گر سکندر زنده ماندی تاکنون پیشش از تخت کیان برخاستی

💡 به شبرنگ بر گستوان بر فکند به فتراک زین بر کیانی کمند

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز