کون کشی

لغت نامه دهخدا

کون کشی. [ کو ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) قرمساقی کون. مقابل آن کس کشی بود. ( آنندراج ). و رجوع به مدخل قبل شود.

فرهنگ فارسی

قرمساقی کون. مقابل آن کس کشی بود.

جمله سازی با کون کشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زاندیشه کونین دلم پر خون شد کو ساغر می

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز