لغت نامه دهخدا
( کون آب زنک ) کون آب زنک. [ زَ ن َ ] ( اِ مرکب ) چچلاس. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به چچلاس شود.
( کون آب زنک ) کون آب زنک. [ زَ ن َ ] ( اِ مرکب ) چچلاس. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به چچلاس شود.
( کون آب زنک ) چچلاس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کف او را دو کون یکشبه خرج در سر انگشت او دو گیتی درج
💡 هیچ طرفی نبستم از عشقت غیر ازین کو دو کون بگسستم
💡 بیگانه ز هر دو کون گشتیم دردا که نگشت آشنا دوست
💡 چشم از دو کون پوشم گر اوفتد به دستم یا طرف آستینت یا خاک آستانت
💡 آفتابی است حضرتش که دو کون پیش او سایهبان همییابم
💡 جان پاکش تا ابد ز آب حیات دست شست از جمله کون وکاینات