لغت نامه دهخدا
رادامانت. ( اِخ ) نام یکی از مردم یونان. وی نسب خودرا به ژوپیتر میرسانید. ( ایران باستان ج 2 ص 1928 ).
رادامانت. ( اِخ ) نام یکی از مردم یونان. وی نسب خودرا به ژوپیتر میرسانید. ( ایران باستان ج 2 ص 1928 ).
نام یکی از مردم یونان. وی نسب خود را به ژوپیتر میرسانید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امانت دار حرف خود، مگردان ساده لوحان را نفس در خانه آیینه، نتواند نهان گردد
💡 جانم فدای اوست، بر فیض امانت است روزی رخش بینم و تسلیم وی کنم
💡 درست كارى و امانت دارى موجب گسترش و تعميق سنّت مقدس قرض دادن مى شود، و آن رارواج مى دهد.
💡 بنهاد یکی صهبا بر کف من و گفتا این شهره امانت را هشدار سلام علیک
💡 زن: در اين صورت به تو مى گويم پسرت از طرف خدا نزد ما امانت بود كه امروز اوامانت خود را باز گرفت.
💡 خواه در صد سال خواهی یک زمان این امانت واگزار و وا رهان