لغت نامه دهخدا
خانه چوبین. [ ن َ / ن ِ ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خانه ای که از چوب ساخته اند. طارم. ( دهار ).
خانه چوبین. [ ن َ / ن ِ ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خانه ای که از چوب ساخته اند. طارم. ( دهار ).
خانه ایکه از چوب ساخته اند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در برخی دیگر از نقلها آمدهاست که پیش از آن، سکّویی از گِل ساخته بودند که محمد بر روی آن مینشست و تنها در سال هفتم هجری قمری بود که پیامبر اسلام بر روی منبری چوبین مینشست.
💡 چون نیش چوبین را کنون رگهای زرین شد زبون خیز از رگ خم ریز خون قوت رگ جان بین در او
💡 در طریقت عار چون از دین خود برگشتنست گر بجام جم دهد کس کاسه چوبین خویش
💡 شهسوار ما که چوبین اسب زیر ران کشید مرکب زرینه زین گو خاک میخور بر درش
💡 بهرام چوبین بعد از پیروزی به تیسفون رفته و به تخت شاهی نشسته و به نام خود سکه زد. مردم از بیم اطاعت وی کردند.
💡 سرانجام این اتفاق، منجر به شورش بهرام چوبین علیه تاج و تخت گردید. شورش این اسپهبد پیامدی جز سقوط هرمز چهارم برای شاهنشاه ساسانی نداشت.