اسقورون حدید

لغت نامه دهخدا

اسقورون حدید. [ اِ / اُ ن ِ ح َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ریماهن. رجوع به اسقورون و ریماهن شود.

فرهنگ فارسی

ریماهن

جمله سازی با اسقورون حدید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هوس چون نفس مغناطیس، حدید دل کشد با خود سرب الماس چون حکمت از الماس جهلت او گذر دارد

💡 خاره و روی و حدید اندر گداز آید چو موم ز آتش شمشیر شه چون خشم شه گردد شدید

💡 دی یون نیز آنجا را ترک کرده و به سوی شوئی شنگ که انتظارش را می‌کشد می‌تازد تا زندگی حدیدی را با او آغاز سازد..

💡 از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۱ جیجی حدید مدل آمریکایی شریک زندگی وی بوده است. حدید در نماهنگ گفتگو بالشی زین حضور یافت.

💡 حدید است و شدید، از بسکه نور وصیت فضل او حسودش را از آن گردیده چشم و گوش کور و کر!

💡 چون براند کلک فخر آرد به‌کلک او قَصَب چون بگیرد تیغ فخر آرد به ‌تیغ او حدید