لغت نامه دهخدا
کلمح. [ ک ِ م ِ ] ( ع اِ ) خاک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ازاقرب الموارد ). خاک و گرد و غبار. ( ناظم الاطباء ).
کلمح. [ ک ِ م ِ ] ( ع اِ ) خاک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ازاقرب الموارد ). خاک و گرد و غبار. ( ناظم الاطباء ).
خاک و گرد و غبار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رستخیز آری کلمح باالبصر از خدنگ چشم چون آهوی اوست
💡 مکن هرگز بدو فعلی اضافت گر خرد داری بجز ابداع یک مُبدِع کلمح العین او ادنا