متکلمان در بررسی موضوع جنّت و عالم آخرت، مباحث خود را عمدتاً در دو محور اصلی مطرح نمودهاند: نخست، ارائهی ادلّهی عقلی و نقلی بر وجود عالمی دیگر برای زندگی انسانها پس از این دنیا؛ و دوم، گردآوری، تنظیم و تبیین دادههای قرآن و حدیث بهمنزلهی آموزههای اعتقادی، و در مواردی نیز دفاع و رفع ابهام از این آموزهها. محور نخست بهطور مستقیم با مسئلهی معاد مرتبط است و در آن دلایل کلامی بر معاد جسمانی مورد بررسی قرار میگیرد.
در جهت دوم، از آنجا که مباحث صرفاً مبتنی بر نقل است و احراز صحت منقولات در وهلهی اول وظیفهی متکلم بهشمار نمیرود، عالمان کلام بر پایهی قاعدهای کلی یعنی مشروط بودن بررسی هر آموزهی سمعی به قطعی بودن انتساب آن به منابع دینی عموماً از ورود تفصیلی به این گونه موضوعات، که در حیطهی تخصص مفسران و محدثان است، فاصله گرفتهاند. آنان تنها بر اساس دادههای نقلی معتبر، آموزههای اعتقادی این حوزه را معرفی کرده و گاه در مورد مقبولیت عقلی آنها توضیحاتی ارائه دادهاند. برای مثال، نوبختی وجوب ثواب که در جنّت محقق میشود و تمام امور مرتبط با آن را کاملاً مستند به ادلهی سمعی دانسته و سپس با اشاره به مواردی چون صراط و میزان، توضیح داده است که این امور از نظر عقلی نیز پذیرفتنی هستند و با علم به صدورشان از منابع معتبر، حتماً حق میباشند. قاضی عبدالجبار نیز در مورد تجسم پاداش نیکوکاران به صورت بهرهمندیهای جسمانی پس از مرگ، تأکید کرده که اینها اموری سمعیاند. سیدمرتضی علمالهدی هم به مناسبت بحث از خلود و جاودانگی پاداش در جنّت، منبع این آموزه را سمعی دانسته است.
نصیرالدین طوسی اصل وجود عالمی دیگر، مشابه این جهان، را با استناد به ادلهی سمعی پذیرفته و افزوده است که عقل امکان چنین عالمی را نفی نمیکند. وی سپس با اشاره به آموزهی مبتنی بر نقل که جایگاه جنّت را در آسمان میداند، به طرح و رد برخی شبهات مبتنی بر مباحث طبیعیات پرداخته و آنها را صرفاً «استبعادات» نامیده است. فاضل مقداد نیز وجود جنّت و نعمتهای آن را مستندی شرعی دانسته و توضیح داده که چون این امور ممکن و غیر محال هستند، باید آنها را پذیرفت.