وقت نشناس

لغت نامه دهخدا

وقت نشناس. [ وَ ن َ ] ( نف مرکب ) وقت نشناسنده. وقت ناشناس. رجوع به وقت ناشناس شود.

فرهنگ فارسی

(صفت ) کسی که مقام و موقع را تشخیص ندهد مقابل وقت شناس.

جمله سازی با وقت نشناس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو قدر صحبت یاران و دوستان نشناسی مگر شبی که چو سعدی به داغ عشق بخفتی

💡 یک زمستان برتو رفت و باز چون‌ مستان هنوز روز از شب باز نشناسی زمستان از بهار

💡 قرب و بعد از طرف توست چو حق نشناسی نسبت نقطه ز اطراف به پرگار یکی است

💡 چون شرر خفتم از قدر ادب نشناسی است پا ز دامن به در آوردم و بی‌ سنگ شدم

💡 کرم‌ کنی اگرم قابل کرم نشناسی که خاک تا نشوم شکر حقگذار ندارم

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز